دیکشنری فارسی

tournure

مترادف‌ها

noun
[Fr.]
1. Shape, figure, form, turn, contour.
2. Bishop, bustle.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن