دیکشنری فارسی

tout

UStaut

معنی فارسی

خريدار پيدا کردن ، مشتري جلب کردن ،

کسيکه از اوضاع اسبان آگاهي پيدا مي کند

معنی کامل و مثال‌ها

/tout/vi., vt., n.

● (از کسی یا چیزی بسیار) تعریف کردن، ستودن، بازارگرمی کردن، (مشتری یا رای دهنده و غیره) جلب کردن، بابوق و کرنا اعلام یا ادعا کردن، لفت و لعاب دادن

a highly touted candidate

نامزد انتخاباتی که از او خیلی تعریف کرده‌اند

the product is touted as being completely natural

ادعا شده که این محصول صد در صد طبیعی است.

nowadays athletes are used to tout products

این روزها برای گرم کردن بازار محصولات از ورزشکاران استفاده می‌کنند.

bankers have visited Tehran to tout for investment

بانکداران برای جلب سرمایه گذاری از تهران دیدن کرده‌اند.

● (انگلیس - بلیت سینما و غیره) بازار سیاه ایجاد کردن (امریکا: scalp)

a man who touts tickets for a living

مردی که برای امرار معاش در بازار سیاه بلیت فروشی می‌کند.

● (انگلیس) بلیت فروش بازار سیاه (امریکا: scalper)، دلال بلیت‌های قاچاق، (اسب دوانی) جاسوس

● (انگلیس - اسب دوانی) درباره‌ی احتمال برد اسب‌ها اطلاعات نامشروع کسب کردن و فروختن، سر و گوش آب دادن

ریشه و کاربرد

ریشه

Late 17th century (in the sense ‘look out’): from Middle English tuten ‘peep, look out’, of unknown origin.

مثال

  • He was touting for business at the trade show.
  • The tout was very persuasive in selling his products.
  • She touts her skills to potential employers.

ترکیب‌های رایج

Tout for Tout's efforts Tout tickets Tout products

تعریف انگلیسی

verb
  1. someone who advertises for customers in an especially brazen way
  2. one who sells advice about gambling or speculation (especially at the racetrack)
  3. someone who buys tickets to an event in order to resell them at a profit
  4. advertize in strongly positive terms “This product was touted as a revolutionary invention” “Something ----s something Adjective/Noun”
  5. show off “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “Somebody ----s that CLAUSE” “Somebody ----s to somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن