دیکشنری فارسی

tract (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/trakt/n.

● (قدیمی) گذشت زمان، طول زمان، مدت، مدت زمان

● گستره، پهنه، ناحیه، منطقه، قطعه، قواره

a tract of land for building houses

یک قطعه زمین برای خانه سازی

a wooded tract between two rivers

منطقه‌ی جنگلی میان دو رودخانه

a great tract of unexplored sea

گستره‌ی پهناوری از دریای اکتشاف نشده

● (کالبد شناسی) دستگاه، جهاز

the digestive tract

دستگاه گوارشی، جهاز هاضمه

● رساله

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن