trafficability معنی فارسی قابليت عبور ، قابليت عبور و مرور واژههای دیگر با معنی «قابليت عبور» fordability قابليت عبور، قابليت پاياب داشتن gradeability قابليت عبور خودرو از شيبها swimming capability قابليت شناوري يا غوطه وري در آب، قابليت عبور از آب practicableness عملي بودن، امکان قابليت اجرا، قابليت عبور impassablility نا گذشتني، امکان ناپذيري، عدم قابليت عبور practicability عملي بودن، امکان، قابليت اجرا practicable عملي بودن، امکان، قابليت اجرا