دیکشنری فارسی

trainee

UKtreiniː US'treı'ni:

معنی فارسی

کاراموز

معنی کامل و مثال‌ها

/trān ē´/n.

● کارآموز، کارورز، آموزشگیر، فرهیختگیر

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who is being trained

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن