دیکشنری فارسی

trainer

UKtreinər US'treınə

معنی فارسی

تربيت کننده مربي اسب پرور مربي اسب

معنی کامل و مثال‌ها

/trān´ǝr/n.

● فرهیختگر، مربی، ارمگان

● تربیت کننده‌ی حیوانات (اهلی یا سیرک و غیره)، پروردگر، تعلیم دهنده

● کفش ورزشی

● (آموزش خلبانی و غیره) آموزشیار، (دستگاه یا هواپیما) مشقی

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'train' + '-er'. Refers to a person who provides training.

مثال

  • He is a personal trainer at the gym.
  • She is a dog trainer.
  • The trainer gave us some useful tips.

ترکیب‌های رایج

Personal trainer Dog trainer Fitness trainer Horse trainer

تعریف انگلیسی

noun
  1. one who trains other persons or animals
  2. simulator consisting of a machine on the ground that simulates the conditions of flying a plane

واژه‌های دیگر با معنی «تربيت کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن