tram (2)
معنی کامل و مثالها
/tram/n., vt., vi.
● (معدن) واگن تخت، واگن مسطح (برای حمل مواد کانی tramcar- هم میگویند)
● (در اسبابهای ترابری طاق آویز یا آویخته از تیر و غیره یا تسمههای نقاله) سبد، واگنچه
● مخفف: tramroad
● (انگلیس) تراموا، اتوبوس برقی (در امریکا: streetcar)
● با تراموا حمل کردن
● با واگن تخت حمل کردن