دیکشنری فارسی

trans-

معنی فارسی

پيشونديست به معني ((از ميان)) ((در امتداد)) ((ماوراي))

که به کلمات ديگر ميچسبد.

معنی کامل و مثال‌ها

/trans, tranz/

پیشوند:

فرا -، ترا -، ماورای، آن سوی، سرتاسر [transatlantic]

دگرگون [transliterate]

مافوق، ابر-، فزون [transonic] (پیش از s گاهی می‌شود: -tran- پیش از d و j و l و m و n و u و واژه‌های لاتین تبار می‌شود: tra-)

واژه‌های دیگر با معنی «پيشونديست به معني ((از ميان)) ((در امتداد)) ((ماوراي))»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن