دیکشنری فارسی

transcendentally

UKtrænsendentɔːliː

معنی فارسی

سابق بر ، تجربه ، مبناي تجربه ، برترين ،

واقعي ولي غير معلوم ، غير جبري ، عالي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a transcendental way or to a transcendental extent “Derived from adjective: transcendental”

واژه‌های دیگر با معنی «سابق بر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن