transfer area معنی فارسی در عمليات آب خاکي منطقه نقل و انتقال نيروها از ناوچه ها به ساحل واژههای دیگر با معنی «در عمليات آب خاکي منطقه نقل و انتقال» beach master افسر لجستيک در عمليات آب خاکي، رئيس اسکله، رئيس بارانداز boat group ناو گروه قايقها در عمليات آب خاکي shore party گروه پيشرو ساحلي در عمليات آب خاکي assault shipping ترابري دريايي در عمليات هجومي آب خاکي boat lanes خط سريال هجوم قايقها در عمليات آب خاکي، ستون قايقهاي هجوم کننده strength group گروه عمده قواي دريايي در عمليات آب خاکي army landing forces نيروي زميني شرکت کننده در عمليات آب خاکي، نيروي زميني پياده شونده در ساحل range markers چراغ شاخص مسير، علامت تعيين کننده مسير، عمليات آب خاکي در شب boat team تيم قايق آب خاکي، تيم سوار شونده در يک، قايق در عمليات آب خاکي touchdown تماس هواپيما با زمين، سينه مال رفتن هواپيما، در عمليات آب خاکي پياده شدن اولين