transfer machine معنی فارسی دستگاه انتقال واژههای دیگر با معنی «دستگاه انتقال» transmission level meter دستگاه اندازه گيري سطح انتقال، پگل مسر transfer limit حدود صحت تصحيحات براي انتقال به دستگاه، سمت توپ (توپخانه)، حدود تصحيحات انتقال تير RXD حروف اختصاري Recieve Data، خطي است که براي، انتقال داده هاي دريافت شده از يک دستگاه به دستگاه ديگر applebus يک دستگاه بيروني که به ريزکامپيوتر، MACINTOSH امکان مي دهد که به ساير، کامپيوترها وصل شده و يک شبکه ايجاد کند strobe سيگنالي که براي آغاز انتقال داده ميان، يک دستگاه جانبي و کامپيوتر بکار مي رود double buffering روش انتقال اطلاعات ميان کامپيوتر و، دستگاه جانبي، ميانگير مضاعف transporter ترابرگر، انتقال دهنده، منتقل کننده