transferor معنی فارسی واگذار کننده انتقال کننده منتقل مصالح واژههای دیگر با معنی «واگذار کننده» renunciant واگذار کننده، ترک (دعوي) کننده، رد کننده alienor واگذار کننده، انتقال دهنده . releasor واگذار کننده ceder واگذار کننده . task unit نيروي واگذار کننده ماموريت دريايي، يکان يا بخشي از گروه ماموريت دريايي که، زير امر فرمانده گروه قرار مي گيرد assigner حواله دهنده، واگذار کننده، انتقال دهنده . assignor حواله دهنده، واگذار کننده، انتقال دهنده grantor بخشنده، واهب، امتياز