transilluminate
معنی فارسی
عبور نور از يک عضو.
معنی کامل و مثالها
/trans´i lōō´mǝ nāt´, tranz´-/vt.
● (پزشکی) ترا روشن کردن، تراشید رسانی کردن، نور اندازی کردن (عبور دادن نور قوی از یک ساختمان بدنی برای مشاهده محتویات آن)
عبور نور از يک عضو.
/trans´i lōō´mǝ nāt´, tranz´-/vt.
● (پزشکی) ترا روشن کردن، تراشید رسانی کردن، نور اندازی کردن (عبور دادن نور قوی از یک ساختمان بدنی برای مشاهده محتویات آن)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن