پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
transition element
معنی فارسی
عنصر واسطه
معنی کامل و مثالها
●
(شیمی) عنصر واسطه، سازهی تراگذار
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن