transmarine
معنی فارسی
واقع درانسوي دريا (متعلق به)ماورالبحر
معنی کامل و مثالها
/trans´mǝ rēn´/adj.
● آن سوی دریایی، وابسته به ماورای بحار، ترا دریایی
● دریا گذر، عبور کننده از سر تا سر دریا
واقع درانسوي دريا (متعلق به)ماورالبحر
/trans´mǝ rēn´/adj.
● آن سوی دریایی، وابسته به ماورای بحار، ترا دریایی
● دریا گذر، عبور کننده از سر تا سر دریا
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن