دیکشنری فارسی

transmigrant

معنی فارسی

(کسي) که در ضمن مهاجرت ازکشورخودبکشور

ديگراز کشورسومي گذر ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/trans mī´grǝnt, tranz-/adj., n.

● کوچگر، مهاجر، ترا کوچگر، ترا کوچنده

● در حال مهاجرت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن