دیکشنری فارسی

transpierce

معنی فارسی

سرتاسرسوراخ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/trans pirs´/vt.

● سوراخ کردن (و از میان چیزی رد شدن)، توختن

● نفوذ کردن، در تراویدن

مترادف‌ها

verb active
Transfix, penetrate, perforate, pierce through.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن