transponder
UStræns'pɔndə
معنی فارسی
فرستنده خودکار صوتي
دستگاه کمک ناوبري خودکار موشک
دستگاه کشف و رمز خودکار مکالمات
معنی کامل و مثالها
/tran spän´dǝr/n.
● (فرستنده و گیرندهی ماهواره و غیره) پاسخگر خودکار
تعریف انگلیسی
noun
- electrical device designed to receive a specific signal and automatically transmit a specific reply