دیکشنری فارسی

transponder

UStræns'pɔndə

معنی فارسی

فرستنده خودکار صوتي

دستگاه کمک ناوبري خودکار موشک

دستگاه کشف و رمز خودکار مکالمات

معنی کامل و مثال‌ها

/tran spän´dǝr/n.

● (فرستنده و گیرنده‌ی ماهواره و غیره) پاسخگر خودکار

تعریف انگلیسی

noun
  1. electrical device designed to receive a specific signal and automatically transmit a specific reply

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن