transportable computer معنی فارسی پس و پيش کردن واژههای دیگر با معنی «پس و پيش کردن» transpose پس و پيش کردن، جابجاکردن، بمايه ديگربردن permute پس و پيش کردن، قلب کردن، مقدم موخر کردن sewsaw الله کلنگ، پس و پيش، بالا و پائين