trap (3)
معنی کامل و مثالها
/trap/n., vt.
● (قدیمی) زیب و زیور اسب، یراق اسب، آب آذینه
● (جمع - قدیمی) جامه و مایملک شخصی
● یراق کردن، آذین بستن، (با زیب و زیور) آراستن
/trap/n., vt.
● (قدیمی) زیب و زیور اسب، یراق اسب، آب آذینه
● (جمع - قدیمی) جامه و مایملک شخصی
● یراق کردن، آذین بستن، (با زیب و زیور) آراستن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن