دیکشنری فارسی

traveler or traveller

معنی کامل و مثال‌ها

/trav´ǝl ǝr/n.

● مسافر، وشتار، رهرو، رهنورد

● فروشنده‌ی سیار

● (مکانیک - کشتیرانی) شیطانک، حلقه‌ی متحرک، جنبانه، نقاله

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن