travelling expense معنی فارسی هزينه سفر واژههای دیگر با معنی «هزينه سفر» redemptioner کسي که با اخذ قول خدمت هزينه ي سفر، مهاجران به امريکا را پرداخت ميکرد milage شماره ميل هاي پيموده، هزينه سفر بميل شماري، کرايه بميل blue bark گزارش حرکت، تقاضاي هزينه سفر و معاش حرکت travel allowance خرج سفر، فوق العاده سفر، هزينه سفر