tray
UKtrei
UStreı
معنی فارسی
سيني طبق خانه (در چمدان) سبداوراق کازيه
معنی کامل و مثالها
/trā/n.
● سینی، دوری، رامگا، تریان، ترنیان، طبق، تبنگ
● سینی و محتویات آن، به اندازهی یک سینی
مترادفها
noun
1. Small trough, wooden vessel.
2. Waiter, salver.