دیکشنری فارسی

tray

UKtrei UStreı

معنی فارسی

سيني طبق خانه (در چمدان) سبداوراق کازيه

معنی کامل و مثال‌ها

/trā/n.

سینی، دوری، رامگا، تریان، ترنیان، طبق، تبنگ

سینی و محتویات آن، به اندازه‌ی یک سینی

مترادف‌ها

noun
1. Small trough, wooden vessel.
2. Waiter, salver.

واژه‌های دیگر با معنی «سيني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن