treadmill
US'tred'mıl
معنی فارسی
چرخ افقي بزرگي که زندانيان ان را بحرکت
دراورند، چرخ عصارخانه ، کارپرزحمت.
معنی کامل و مثالها
/tred´mil´/n.
● (سابقا - برای تنبیه زندانی) چرخ پله دار (که زندانی دائما از آن بالا میرفت)، پله چرخ
● چرخ عصار خانه (و مانند آن)
● (اسباب ورزش) ترد میل، تسمهی چرخان
● کار شاق و بیهوده
تعریف انگلیسی
noun
- an exercise device consisting of an endless belt on which a person can walk or jog without changing place
- a mill that is powered by men or animals walking on a circular belt or climbing steps
- a job involving drudgery and confinement