دیکشنری فارسی

treadmill

US'tred'mıl

معنی فارسی

چرخ افقي بزرگي که زندانيان ان را بحرکت

دراورند، چرخ عصارخانه ، کارپرزحمت.

معنی کامل و مثال‌ها

/tred´mil´/n.

● (سابقا - برای تنبیه زندانی) چرخ پله دار (که زندانی دائما از آن بالا می‌رفت)، پله چرخ

● چرخ عصار خانه (و مانند آن)

● (اسباب ورزش) ترد میل، تسمه‌ی چرخان

● کار شاق و بیهوده

تعریف انگلیسی

noun
  1. an exercise device consisting of an endless belt on which a person can walk or jog without changing place
  2. a mill that is powered by men or animals walking on a circular belt or climbing steps
  3. a job involving drudgery and confinement

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن