trendsetter
UKtəndsetər
US'trend'setə
معنی فارسی
رواج دهنده باب کننده بدعت گذار پيشگام
معنی کامل و مثالها
/trend´set´ǝr/n.
● (شخص یا مجله و غیره) رواج دهنده، باب کننده، بدعت گذار، پیشگام