دیکشنری فارسی

trendsetter

UKtəndsetər US'trend'setə

معنی فارسی

رواج دهنده باب کننده بدعت گذار پيشگام

معنی کامل و مثال‌ها

/trend´set´ǝr/n.

● (شخص یا مجله و غیره) رواج دهنده، باب کننده، بدعت گذار، پیشگام

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن