دیکشنری فارسی

triable

معنی فارسی

قابل محاکمه قابل دادرسي محکوم به محاکمه

معنی کامل و مثال‌ها

/trī´ǝ bǝl/adj.

قابل رسیدگی در دادگاه، محاکمه کردنی یا شدنی، دادرسی پذیر

واژه‌های دیگر با معنی «قابل محاکمه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن