دیکشنری فارسی

triage

US'traııdʒ

معنی فارسی

سيستم ارزيابي خدمات پزشکي و نيازهاي

درماني پرسنل

معنی کامل و مثال‌ها

/trē äzh´/n.

● (پزشکی - به ویژه در جنگ و زلزله و غیره - تقسیم بیماران به سه گروه: - درمان ناپذیر - صعب‌العلاج - زود درمان و دادن ارجحیت به دسته‌ی سوم) رده بندی درمانی، رده درمانی

● کمک رده بندی شده، ارجحیت رده بندی شده

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'trier' meaning 'to sort'.

مثال

  • The triage nurse will assess your condition.
  • In the event of a disaster, triage is used to treat the most severely injured first.
  • He was assigned to triage duty during the crisis.

ترکیب‌های رایج

Triage nurse Triage process Triage duty

تعریف انگلیسی

noun
  1. sorting and allocating aid on the basis of need for or likely benefit from medical treatment or food

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن