دیکشنری فارسی

tributaries

UKtribjutəriz US'trıbjə'terız

معنی فارسی

خراج گذار ، باج بده ، فرعي ، تابع ،

ايالت تابع يا خراج گذار ، اهل ذمه

واژه‌های دیگر با معنی «خراج گذار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن