دیکشنری فارسی

trig (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/trig/adj., vt.

● (انگلیس - قدیمی)

● آراسته، تر و تمیز

● سرحال، درست، بی عیب

● دقیق، مو به مو

● (معمولا با: up یا out) آراستن، تر و تمیز کردن، بی عیب و نقص کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن