دیکشنری فارسی

trig (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/trig/n., vt.

● (محلی - برای جلوگیری از غلت خوردن در کشتی و غیره) زیر بشکه چوب یا آجر گذاشتن

● (ثابت یا سر پا) نگهداشتن، شمع زدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن