trig (2)
معنی کامل و مثالها
/trig/n., vt.
● (محلی - برای جلوگیری از غلت خوردن در کشتی و غیره) زیر بشکه چوب یا آجر گذاشتن
● (ثابت یا سر پا) نگهداشتن، شمع زدن
/trig/n., vt.
● (محلی - برای جلوگیری از غلت خوردن در کشتی و غیره) زیر بشکه چوب یا آجر گذاشتن
● (ثابت یا سر پا) نگهداشتن، شمع زدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن