troll (1)
معنی کامل و مثالها
/trōl/vt., vi., n.
● غلتیدن، غلتاندن، گردیدن، تریدن
● (آواز) به نوبت خواندن، با اشتیاق و صدای بلند خواندن
● (برای ماهیگیری) تور را از عقب قایق در حال حرکت آویختن، تورکشی کردن
● تورکشی
● (نادر) تند حرف زدن، زبان درازی کردن
● آواز چند بخشی (که هر بخشی را کسی میخواند)، آواز نوبتی