trolley
UKtrɔliː
US'trɔlı
معنی فارسی
يکجور اتومبيل بارکش که ميتوان آنرا کج کرد ،
واگن برقي
معنی کامل و مثالها
/träl´ē/n., pl.,
● (انگلیس - فروشگاهها و غیره) چرخ دستی، چرخ باربری
● (امریکا) اتوبوس برقی، تراموا
● بازوی متحرک برای رساندن برق به تراموا و اتوبوس برقی
● سوار تراموا شدن
● با چرخدستی حمل کردن
* off one's trolley
(خودمانی) احمق، دیوانه
تعریف انگلیسی
noun
- a wheeled vehicle that runs on rails and is propelled by electricity