دیکشنری فارسی

trousers

UKtrauzəz US'trauzəz

معنی فارسی

شلوار

معنی کامل و مثال‌ها

/trou´zǝrz/n.pl.

● شلوار، تنبان

I bought a pair of trousers

یک شلوار خریدم.

مترادف‌ها

noun plural
[Written also Trowsers.] Pantaloons.

واژه‌های دیگر با معنی «شلوار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن