دیکشنری فارسی

truancy

US'tru:ənsı

معنی فارسی

گريز از آموزشگاه مکتب گريزي تنبلي

معنی کامل و مثال‌ها

/trōō´ǝn sē/n.

● مدرسه گریزی، فرار از مدرسه

● گریزپایی، فرار از مسئولیت

ریشه و کاربرد

ریشه

Late 18th century: from 'truant' + '-cy'.

مثال

  • Truancy is a serious issue in some schools.
  • The school is trying to combat truancy.
  • He was charged with truancy.

ترکیب‌های رایج

combat truancy charged with truancy truancy rate

تعریف انگلیسی

noun
  1. failure to attend (especially school)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن