truck (1)
معنی کامل و مثالها
/truk/n., vi., vt.
● کامیون، ماشین باری
● (در اصل) چرخک (به ویژه چرخک ارابهی توپ)
● (برای حمل چمدان و جعبه و غیره) چرخ دستی، گاری دوچرخه (که توسط شخص کشیده میشود)، بارکش دستی (hand truck هم میگویند)
● (انگلیس) واگن باری، واگن بیسقف
coal truck
واگن زغالسنگ
● (با کامیون) حمل کردن، باربری کردن
watermelons are trucked to the city
هندوانه با کامیون به شهر حمل میشود.
● کامیونرانی کردن
* truck (on) down
(امریکا - خودمانی) یالم یالم راه رفتن، خرامیدن