truck (2)
معنی کامل و مثالها
/truk/vt., vi., n.
● دادن محصول به جای مزد، الش و دگش، مبادلهی کار با کالا
● رجوع شود به: barter
● (نادر) رجوع شود به: peddle
● (کالای بازرگانی) خردهریز، جزئی، خردهپا
● کم ارزش، پاپاسی، پشیز، خرت و پرت
● (عامیانه) معامله، داد و ستد، رفت و آمد، سر و کار
I will have no further truck with them
دیگر با آنها سر و کار نخواهم داشت.
● (عامیانه) آشغال، زباله