truism
UKtruːizəm
US'tru:ızəm
معنی فارسی
سخن عاري از لطافت ، بيمزگي ، پيش پا افتادگي ،
خنگي ، چيزي که پرواضح است
معنی کامل و مثالها
/trōō´iz´ǝm/n.
● اظهار واضح و مبرهن، بدیهی، بینیاز به گفتن
مترادفها
noun
Axiom, self evident truth, evident proposition, necessary truth.