دیکشنری فارسی

trull

UStrʌl

معنی فارسی

به زمين انداختن ، رو به زمين خواباندن ،

دمرخواباندن

معنی کامل و مثال‌ها

/trul/n.

● فاحشه، جنده

مترادف‌ها

noun
Drab, strumpet, prostitute, harlot, whore, courtesan, bawd, punk, trollop, Cyprian, street walker, night walker, woman of the town.

واژه‌های دیگر با معنی «به زمين انداختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن