truncheon
UKtrʌntʃən
معنی فارسی
چوب پاسبان عصا چماق کوتاه
معنی کامل و مثالها
/trun´chǝn/n., vt.
● باتوم، باتون، چوبدستی
● (قدیمی) چماق، کدنگ، کدینه، کدیز
● (مهجور) تنهی درخت (که شاخههای آن را زدهاند)
● با باتون زدن
مترادفها
noun
1. Club, cudgel, short staff, partisan.
2. Staff (of command), wand, bâton.
3. Bolling, pollard.