دیکشنری فارسی

truncheon

UKtrʌntʃən

معنی فارسی

چوب پاسبان عصا چماق کوتاه

معنی کامل و مثال‌ها

/trun´chǝn/n., vt.

باتوم، باتون، چوبدستی

(قدیمی) چماق، کدنگ، کدینه، کدیز

(مهجور) تنه‌ی درخت (که شاخه‌های آن را زده‌اند)

با باتون زدن

مترادف‌ها

noun
1. Club, cudgel, short staff, partisan.
2. Staff (of command), wand, bâton.
3. Bolling, pollard.

واژه‌های دیگر با معنی «چوب پاسبان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن