پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
trysting
مترادفها
noun
Appointment, tryst, engagement to meet.
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن