دیکشنری فارسی

tsk

معنی فارسی

مچ ، تس

اين صدا را ايجاد کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/tisk/interj., n., vi.

● (در بیان همدردی یا ناخشنودی و غیره) مچ (صدای کشیدن زبان از پس دندان‌های جلو)، تس

● این صدا را ایجاد کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Imitative of the sound.

مثال

  • Tsk, you should know better than to leave your toys out.
  • She looked at the mess and could only say, 'Tsk.'
  • Tsk, I can't believe you forgot to call.

ترکیب‌های رایج

Tsk, tsk Tsk, you should Tsk, I can't believe

تعریف انگلیسی

verb
  1. utter `tsk,' `tut,' or `tut-tut,' as in disapproval “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «مچ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن