دیکشنری فارسی

tub

UKtʌb UStʌb

معنی فارسی

تغار چوبي تغار رخت شويي تنشور حمام فرنگي تنشويي

معنی کامل و مثال‌ها

/tub/n., vt., vi.

تشت، تغار، لگن، لگنچه

a washing tub

تشت رختشویی

(حمام) وان ( bathtub هم می‌گویند)

(کان زغالسنگ و غیره) سطل، طبق

(انگلیس - عامیانه) استحمام در وان (در برابر: استحمام زیردوش)

(عامیانه - کشتی یا قایق) کندرو، لکنته

(عامیانه) رخت شستن (در تشت)

(انگلیس - عامیانه) در وان حمام کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English tubbe, from Middle Dutch or Middle Low German tubbe.

مثال

  • She filled the tub with hot water.
  • He was sitting in a tub of water.
  • She bought a tub of ice cream.

ترکیب‌های رایج

hot tub ice cream tub tub of butter

تعریف انگلیسی

noun
  1. a relatively large open container that you fill with water and use to wash the body
  2. a large open vessel for holding or storing liquids
  3. the amount that a tub will hold “a tub of water”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن