دیکشنری فارسی

tubal

معنی فارسی

وابسته به لوله رحمي يا گذرگاه تخم

معنی کامل و مثال‌ها

/tōō´bǝl/adj.

● لوله‌ای، لولی، وابسته به لوله (به ویژه لوله‌ی فالوپ)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to occurring in a tube such as e.g. the Fallopian tube or Eustachian tube “tubal ligation” “tubal pregnancy” “Pertains to noun: tube”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن