tube holder معنی فارسی سر پيچ واژههای دیگر با معنی «سر پيچ» cork screw پيچ سر بطري handscrew پيچ سر بطري intermediate lampholder سر پيچ متوسط edison screw cap سر پيچ اديسون button head سر عدسي در پيچ ها mushroom head سر عدسي در پيچ ها catch fence نرده محکم سر پيچ (اتومبيلراني) corner crew متصديان اعلام خطر به راننده در سر پيچ، (اتومبيلراني) internal wrenching bolt پيچ فولادي بسيار مقاومي که سر آن داراي، فرورفتگي شش گوشي براي جا گرفتن آچارآلن، ميباشد understeer تمايل اتومبيل به مستقيم رفتن در سر پيچ، بيش از انتظار راننده