دیکشنری فارسی

tubulate

معنی فارسی

لوله اي کردن لوله دار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-lāt´/adj., vt.

● به شکل لوله در آوردن، آوندسان کردن

● لوله‌دار کردن، لوله زدن به، دارای مجرای لوله‌ای کردن

● رجوع شود به: tubular

مترادف‌ها

adjective
Tubular, tubulated, tubulous, fistular.

واژه‌های دیگر با معنی «لوله اي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن