دیکشنری فارسی

tuft

UKtʌft UStʌft

معنی فارسی

دسته (پر يا مو) ، طره ، منگوله ، شرابه ،

ريش کمي که زير لب ميگذارند

معنی کامل و مثال‌ها

/tuft/n., vt., vi.

(دسته‌ی مو یا علف یا پر و غیره که ریشه‌های پیوسته دارند یا نزدیک هم روییده‌اند) کوفک، کاکل، مرغ، دسته، گندله، بافه

a tuft of wool

یک دسته پشم

تکمه‌ی تشک (یا کاناپه و غیره)، گره‌ی لحاف (یا تشک و غیره)، (لحاف یا تشک یا مبل و غیره) تکمه‌دار کردن، گره‌دار کردن

tufted mattresses

تشک‌های تکمه‌دار

به شکل کوفک (یا مرغ) روییدن

ریشه و کاربرد

ریشه

Middle English, from Old French 'touffe', of unknown origin.

مثال

  • He has a tuft of hair on the top of his head.
  • The bird has a distinctive red tuft on its head.
  • She tufted the pillow with great care.

ترکیب‌های رایج

tuft of hair tuft of grass tuft of feathers

تعریف انگلیسی

noun
  1. a bunch of hair or feathers or growing grass
  2. a bunch of feathers or hair

مترادف‌ها

noun
1. Knot, bunch.
2. Cluster, group, clump.
3. Crest, plume.
4. (Botany) Capitulum.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن