tuft
معنی فارسی
دسته (پر يا مو) ، طره ، منگوله ، شرابه ،
ريش کمي که زير لب ميگذارند
معنی کامل و مثالها
/tuft/n., vt., vi.
● (دستهی مو یا علف یا پر و غیره که ریشههای پیوسته دارند یا نزدیک هم روییدهاند) کوفک، کاکل، مرغ، دسته، گندله، بافه
a tuft of wool
یک دسته پشم
● تکمهی تشک (یا کاناپه و غیره)، گرهی لحاف (یا تشک و غیره)، (لحاف یا تشک یا مبل و غیره) تکمهدار کردن، گرهدار کردن
tufted mattresses
تشکهای تکمهدار
● به شکل کوفک (یا مرغ) روییدن
ریشه و کاربرد
ریشه
Middle English, from Old French 'touffe', of unknown origin.
مثال
- He has a tuft of hair on the top of his head.
- The bird has a distinctive red tuft on its head.
- She tufted the pillow with great care.
ترکیبهای رایج
tuft of hair tuft of grass tuft of feathers
تعریف انگلیسی
- a bunch of hair or feathers or growing grass
- a bunch of feathers or hair
مترادفها
noun
1. Knot, bunch.
2. Cluster, group, clump.
3. Crest, plume.
4. (Botany) Capitulum.