دیکشنری فارسی

tumultuary

معنی فارسی

پراشوب، اشفته ، پر سر وصدا.

رجوع شود به tumultuous

معنی کامل و مثال‌ها

/tōō mul´chōō er´ē/adj.

نامرتب، در هم ریخته، نامنظم، بی‌سامان

رجوع شود به: tumultuous

مترادف‌ها

adjective
1. Disorderly, confused, tumultuous, riotous, promiscuous.
2. Restless, agitated, unquiet, stormy.

واژه‌های دیگر با معنی «پراشوب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن