دیکشنری فارسی

turbid

UKtəːbid

معنی فارسی

گل آلود تيره مکدر لانيفتاده درهم و برهم

معنی کامل و مثال‌ها

/tu_r´bid/adj.

● (آبگونه) کدر، تیره، گل آلود، لای گرفته

the turbid waters of Karoon River

آبهای گل آلود رود کارون

● (دود یا ابر) غلیظ، انبوه، تیره، چگال، همفشرده

● آشفته، درهم و برهم، بی‌سر و ته، مغشوش، پریشان

the turbid thoughts of an alcoholic

افکار پریشان یک آدم الکلی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of liquids) clouded as with sediment “a cloudy liquid” “muddy coffee” “murky waters”

مترادف‌ها

adjective
Roiled, roily, unsettled, feculent, muddy, thick, cloudy, foul.

واژه‌های دیگر با معنی «گل آلود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن