turco US'tə:kəu معنی فارسی ترک و... ترکيه و... واژههای دیگر با معنی «ترک و...» act and forearance فعل و ترک hoofbound داراي سم خشک و ترک خورده، سم لنگ renunciation دست کشي، چشم پوشي، ترک Strand کنار دريا، کرانه، ساحل