دیکشنری فارسی

turgescence

معنی فارسی

تورم برامدگي اماس بادکردگي تکبر.

مترادف‌ها

noun
1. Swelling, tumefaction, distention.
2. See turgidity.

واژه‌های دیگر با معنی «تورم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن